این پراکندگی ذهن که هرچی سعی می کنم متمرکز بشم تا از یه جایی شروع کنم ،توو این چند سال مختص فقط سال میمونه . تا بحال به این افسار گسیختگی ذهن نرسیده بودم که بدونم چی می خوام بنویسم ولی ندونم از کجا باید شروع کنم این بود که تصمیم گرفتم شروع به نوشتنشون کنم  که این سال میمون با تمام شیطنت ها و ادا و اطواراش بدجور چزوندتمون و بد جور زخمای روو تنمونو که خشکیده بود با درد کندیم و میمون بازیه زمانه خودشو توو قالب خلق الله نشون داد .

پوست انداختیم .

 

حرف آخر

 

من که می دانم

تو ترجمان تمام شعرهایی

نه فال می گیرم

نه فروغ می خوانم

بسم ربّ تو

 

http://yekupload.ir/13O0/Aref_-_Pishmarg_[128].mp3