رفتی و من ، تـو را آرزو می کنم هنوز
پیش ِ دلم ، با تو گفتگو می کنم هنوز

دوست دارمت ، چه دروغ ِ قشنگی بود
دیوانه ام ... دروغ های تو را باور می کنم هنوز

دردی نشاندی به گوشه ی قلبم که جانم بسوخت
با این وجود " دوستت دارم " ، باوَرَت می کنم هنوز

سیلاب ِ اشک ، ویرانه کرد ، جان ِ مرا
چه ساده ام ، که با یاد ِ تو ، زندگی می کنم هنوز

آنقدر زلال بود عشق ِ من ، که آینه ، شکست و ریخت
نفرین به من که نام ِ تو را صدا می کنم هنوز .....
.
.
.
( بی تا خرّم )