مهارت های روانشناسانه در کوه نوردی

کوه نوردی به واقع ورزشی ذهنی می باشد و هدف این مقاله نشان دادن برخی مهارت های روانی است که به یاری آنها قادر خواهید بود ایمن تر و با لذت بیشتر کوه نوردی کنید.

این مهارتها عبارتند از:

·         کنترل اضطراب

·         اعتماد به نفس

·         تمرکز حواس

·         حل مشکلات


همانند مهارت های جسمانی; مهارت های روانی نیز قابل یادگیری هستند و بعضی افراد آنها را ساده تر از دیگران می آموزند.

مهارت های کنترل اضطراب
همه کوه نوردان تاثیرات منفی اضطراب را در مراحلی از کوه نوردی تجربه کرده اند و به سهولت می توانند نمونه هایی از این تاثیرات منفی را به یاد آورند. این تاثیرات طیفی از حالت های دلشوره (ناشی از خستگی) تا واهمه از رفتن به مسیری را در بر می گیرد که کاملا در حد توانایی های کوه نورد قرار دارد. اما اگر بتوان برخود مسلط شد اضطراب جنبه های فایده مند بسیاری هم در بر دارد.


علایم اضطراب معمولا به دو شکل نمود پیدا می کند:
نگرانی
برانگیختگی روحی

اساسا نگرانی پندار ها یا تصوراتی از ناکامی یا سقوط را در بر می گیرد حال آنکه بر انگیختگی روحی بخشی از ساز و کار طبیعی دفاع بدن به شمار می رود. واکنش شناخته شده ” بجنگ یا مغلوب می شوی ” .


علایم بر انگیختگی روحی شامل موارد ذیل است:
افزایش آدرنالین
خشکی دهان
عرق نشستن بر کف دست ها
نیاز به دفع ادرار

این علایم به خودی خود بد نیستند برای مثال: افزایش آدرنالین ضربان قلب را افزایش می دهد. در نتیجه اکسیژن بیشتری به بافت های عضلانی می رسد که به آن نیاز می باشد. افزایش عرق بر روی منافذ پوست نیز احتمال پارگی پوست را کاهش می دهد و دفع ادرار، وزنی را که با خود حمل می کنید پایین می آورد.
از سویی دیگر بالا رفتن میزان آدرنالین باعث کشیدگی عضلات هم می شود. از این روست که گاه کوه نوردان مضطرب دچار گرفتگی عضلات می شوند.

نگرانی نیز درست به همین صورت ممکن است دو جنبه مفید و نامفید داشته باشد. برای مثال: نگرانی منبع ارزشمند به تحرک افتادن است. نه فقط برای صعودی بهتر بلکه مهم تر از آن برای تمرکز بیشتر و صعود محتاطانه تر.
عدم وجود احساس نگرانی چه بسا یکی از دلایل اصلی وقوع سوانح بیشتر در مسیرهای ساده نسبت به مسیر های دشوار است.

این موضوع به خصوص در منطقه آلپ و دیگر مناطق کوهستانی بزرگ مشاهده می شود که حوادث بیشتر به هنگام فرود پیش می آیند تا زمان صعود.
از سوی دیگر نگرانی مهار نشده می تواند مایه برآشفتگی بسیار گردد که در بهترین حالت باعث تردید، درنگ و بی مسئولیتی می شود و در بدترین حالت به بروز اشتباهات و سوانح جدی منجر می گردد.


کلید حل همه این حالت ها چه بسا خیلی آشکار باشد. اگر بخواهید از اضطراب به نحوی مفید بهره برداری کنید یا دست کم به طوری با آن بسازید که بتوانید به مسیرتان ادامه دهید باید قادر باشید که هم نگرانی و هم عناصر روحی ناشی از آن را کنترل کنید.
راهبردهای بسیار متفاوتی برای کسب آرامش وجود دارد که قابل یادگیری هم هستند. اما برای دستیابی به هدف خود آنها را به دو گروه تقسیم می کنیم:
۱. راهبرد های آرامش بدنی
۲. راهبردهای آرامش ذهنی

بسیاری از کوه نوردان بسیار توانا این مهارت ها را خود به خود در جریان کوه نوردی می آموزند. اما جای تردید نیست که اکثر کوه نوردان در مراتب مهارتی گوناگون از دنبال کردن یک دوره رسمی برای تمرین آرامش باید بهره بگیرند.

در مورد سنگ نوردان بلافاصله دو راهبرد کسب آرامش به ذهن متبادر می شود که توانایی های زیادی هم برای آنها فراهم می آورد.

” آرامش عضلانی پیش رونده ” (Progressive Musular Relaxation)
نخستین بار به عنوان مهارتی ابداع شد تا افراد به کمک آن بتوانند کنترل دقیق هر یک از گروه های عضلانی را در بدن خود به دست آورند.
این مهارت به هنگام سنگ نوردی هم تاثیر مثبتی بر حرکات می گذارد به این صورت که می توان تنش های ناخواسته را از یک گروه معین عضلات ” به آرامی دور کرد ” و در نتیجه به صرفه جویی در انرژی دست یافت.


تکنیک دیگر که به نظر می رسد برای کوه نوردان توان زیادی به ارمغان آورد آرامش ناشی از تمرکز فکر است. البته روش های مختلفی برای رسیدن به تمرکز فکری (مدیتیشن) وجود دارد اما همه آنها از طریق کند کردن متابولیسم (سوخت و ساز) بدن و مشغول کردن فکر به چیز های ساده و بی ضرر عمل می کنند تا فکر را آرامش دهند.

آرامش ذهنی طبیعتا به فن دیگری منتهی می شود که تمرکز نام دارد و در مواقعی که در معرض لغزش قرار دارید برای به دست آوردن دوباره کنترل خود فوق العاده مفید است. برای مثال: در مواقعی که تلاش می کنید به گیره انتهایی مسیر چنگ اندازید!

تمرین های زیر می تواند در این زمینه سود مند باشد ...

۱. چند دقیقه آرام بگیرید و توجه خود را به هر دم و بازدم معطوف دارید . آرام و آسان با استفاده از پرده دیافراگم نفس بکشید . ببینید با هر بازدم چقدر احساس راحتی می کنید .
۲. سپس توجه خود را متوجه بدنتان سازید و به آرامی آن را از پائین تا بالا برانداز کنید ; از پاهای خود شروع کنید ; به ماهیچه ساق پا ; رانها ; باسن ; شکم; گردن و سر و صورت خود نگاه کنید . آنگاه چشم خود را برگردانید و به شانه ها ; بازوها و در آخر ساعد و کف دستانتان نظر اندازید . همانطور که بدن خود را برانداز می کنید از جائی که دچار تنش است یاد داشت ذهنی بردارید . سعی نکنید محل فشار را تغییر دهید ; فقط متوجه آن باشید . می بینید که در موقع انجام این کار بدنتان به آرامش می رسد .
۳. پس از چند دقیقه ; با ۵ یا ۶ نفس عمیق خود را به حالت آمادگی حرکت برگردانید . بعد از نفس ششم بدن خود را بالا بکشید و صعود کنید .

بالاخره اگر می خواهید مهارتهای کسب آرامش را بیاموزید بکوشید یک دوره آموزشی یا نوار آموزشی را انتخاب کنید که فردی کار آزموده مربی آن است ; چرا که یک برنامه آموزشی خوب باید حاوی شماری از فنون مراقبتی مهم باشد .

اعتماد به نفس
شاید بهترین پادزهر در مقابل اضطراب شدید اعتماد به نفس باشد . اعتماد به نفس زمانی که دچار اضطراب شده اید نمی تواند در غلبه بر ان به شما کمک کند ; اما در ابتدای کار احتمال مضطرب شدن شما را کاهش می دهد . هرچند که اعتماد به نفس افراد از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر می کند ; اما در هر یک از آن موقعیت ها نسبتا ثابت می ماند . برای مثال بعضی از افراد وقتی که در حالت معلق بودن به خوبی حمایت می شوند اعتماد به نفس خوبی دارند ; اما وقتی روی دیواره ای با حمایت ضعیف قرار دارند از اعتماد به نفس شان کاسته می شود ; در حالیکه برای برخی دیگر عکس این شرایط مصداق دارد .
به هر حال ; مردان ” دیواره ” معمولا در مقابله با یک وضعیت معلق جدی به ضعف اعتماد به نفس دچار می شوند و احساس آنها نسبت به سهولت صعود یک دیواره ; هر قدر دشوار باشد ; تغییری در این وضعیت ایجاد نمی کند . مهارتهای روحی همانند مهارتهای جسمانی به شرایطی که آنها را آموخته ایم وابسته هستند . جنبه دیگر از خصلت نسبتا با دوام اعتماد به نفس آگاهی به این است که یک شبه نمی توان به آن دست یافت . حصول اعتماد به نفس به سخت کوشی و برنامه ریزی زیادی نیاز دارد . متاسفانه از دست دادن اعتماد به نفس به کوشش و برنامه ریزی زیادی وابسته نیست !!
تجربه قبلی تاثیر قدرتمندی بر اعتماد به نفس دارد . در نتیجه ; بهترین راه برای افزایش اعتماد به نفس در مسیری ” دشوار” آن است که برنامه خود را در مسیر های ” آسانتر ” که شکل مشابهی دارند آغاز کنیم . این مسیرها باید در آغاز ساده باشند و به تدریج دشوارتر شوند . از آنجا که شرایط آب و هوائی ممکن است با برنامه ما همراهی نکند ; باید در برنامه خود تغییرات رطوبت هوا را هم منظور کنید و هر تمرین مهارتی و بدنی که با آن تناسب دارد انجام دهید . شاید مهمترین موضوع در زمینه تعیین هدف برای خود آن باشد که هدفها ارزشمند و واقع گرایانه تعیین گردند . به خاطر داشته باشید زمانی که در خانه نشسته اید و یک کتاب راهنما را می خوانید ممکن است مسیر ها به نظرتان واقعگرایانه به نظر رسند ; اما وقتی که در پایان آنها ایستاده اید چنین نباشد !
به محض آنکه ایده اولیه تعیین هدف را دریافتید ; می توانید از آن به شیوه های هشیارانه تری برای تمرکز روی جنبه های معین فن کوهنوردی ; یا تجسم یک مسیر استفاده کنید . این نیازمند آن است که به عنوان یک کوهنورد بیشتر به تحلیل نقاط ضعف و قدرت خود بپردازید . به هر صورت سودمندی چنین رویکردی بسیار زیاد است ; زیرا کاری که می کنید در اساس تبدیل جنبه های منفی برخورد خود به جنبه های مثبت است که هدفی را برای بازدهی آینده شما تعیین می کند . برای مثال : من اساسا کوهنوردی کند و محتاطم . وقتی شرایط مناسبی دارم ; خوب مشکلی پیش نمی آید . اما وقتی در کوهنوردی ضعیف عمل می کنم انرژی بسیار زیادی را صرفا در حالت معلق بودن از دست می دهم . در نتیجه ; تعیین یک هدف خوب برای من به هنگام ضعیف عمل کردن در کوهنوردی این است که به محض پیدا کردن یک جای دست خوب از آن استفاده کنم .
روش دیگری که برای کسب اعتماد نسبت به یک مسیر معین پیشنهاد می شود آن است که عبور فرد دیگری را از آن نگاه کنیم و حتی بهتر آنکه گذر چندین نفر دیگر را از آن نظاره گر باشیم . در مورد مسیر های کوههای بزرگ گاهی صحبت کردن با کسانی که قبلا آن مسیر را پیموده اند می تواند کافی باشد ; مهم ترین چیز آن است که خود را به آنها پیوسته بدانیم .
در نتیجه ; راه رفتن بدنبال دوستی که فقط کمی از شما بهتر است می تواند راهبردی خوب برای کسب اعتماد به نفس در باره یک ” سطح بالاتر ” باشد ; اما نگاه کردن به کوهنوردی استثنائی که با سه جهش از سنگ بالا می رود شاید چندان کار ساز نباشد !!
در سطحی عمومی تر ; تصور اینکه با موفقیت از کوهی صعود کرده اید هم می تواند تاثیر مثبتی بر اعتماد به نفس شما بگذارد . برای بعضی مردم مشکل است که تصوراتی از رفتار متعادل را در ذهن خود شکل دهند . اما با تمرین هرکسی می تواند از تخیل خود استفاده کند . فقط برخی افراد بیش از دیگران به این تمرین احتیاج دارند . با استراحت اندکی قبل از کوشش برای تمرین ذهنی می توان به فرآیند تخیل سازی سرعت بخشید . اگر با تجسم کارهائی آغاز کنید که با آنها آشناتر هستید ; باز هم به شما کمک خواهد کرد . فراموش نکنید : هر قدر به موفقیت های بیشتری دست یابید بیشتر به تخیل خود اعتماد خواهید کرد و این تخیل سازی برایتان ساده تر می شود .
گردآوری اطلاعات هرچه بیشتر ; قبل از طی یک مسیر; به کارکرد قدرت موفق تر قدرت تخیل کمک می کند ; به این ترتیب می توانید قدرت تخیل تفصیلی تر و روشن تری بیابید . گردآوری این اطلاعات برای یافتن راه حل های مختلف در برنامه ریزی هدفهائی که برای خود تعیین کرده اید نیز بسیار مهم است .
اگر این کار را نکنید و همنورد شما نخواهد تنها مسیر انتخابی شما را طی کند ; همه تمرین های ذهنی و امادگی های قبلی شما به هدر خواهد رفت .
سخن آخر آنکه همواره بکوشید در باره کوهنوردی مثبت فکر کنید . به جای آنکه بگوئید نمی توانید کاری را از پیش برید ; بکوشید از پس مشکلاتی برآید که مانع انجام آن کار می شود . پس از آن برای هدفهایی برنامه ریزی کنید که شما را قادر به رسیدن به خواسته هایتان می کند.

منبع خبر: سایت پزشكان بدون مرز

 

علایم بر انگیختگی روحی در ورزش و کوهنوردی

علایم بر انگیختگی روحی شامل موارد ذیل است:

افزایش آدرنالین، خشکی دهان، عرق نشستن بر کف دست ها، نیاز به دفع ادرار

این علایم به خودی خود بد نیستند برای مثال: افزایش آدرنالین ضربان قلب را افزایش می دهد. در نتیجه اکسیژن بیشتری به بافت های عضلانی می رسد که به آن نیاز می باشد. افزایش عرق بر روی منافذ پوست نیز احتمال پارگی پوست را کاهش می دهد و دفع ادرار، وزنی را که با خود حمل می کنید پایین می آورد.
از سویی دیگر بالا رفتن میزان آدرنالین باعث کشیدگی عضلات هم می شود. از این روست که گاه کوه نوردان مضطرب دچار گرفتگی عضلات می شوند.

نگرانی نیز درست به همین صورت ممکن است دو جنبه مفید و نامفید داشته باشد. برای مثال: نگرانی منبع ارزشمند به تحرک افتادن است. نه فقط برای صعودی بهتر بلکه مهم تر از آن برای تمرکز بیشتر و صعود محتاطانه تر.
عدم وجود احساس نگرانی چه بسا یکی از دلایل اصلی وقوع سوانح بیشتر در مسیرهای ساده نسبت به مسیر های دشوار است.

این موضوع به خصوص در منطقه آلپ و دیگر مناطق کوهستانی بزرگ مشاهده می شود که حوادث بیشتر به هنگام فرود پیش می آیند تا زمان صعود.
از سوی دیگر نگرانی مهار نشده می تواند مایه برآشفتگی بسیار گردد که در بهترین حالت باعث تردید، درنگ و بی مسئولیتی می شود و در بدترین حالت به بروز اشتباهات و سوانح جدی منجر می گردد.

کلید حل همه این حالت ها چه بسا خیلی آشکار باشد. اگر بخواهید از اضطراب به نحوی مفید بهره برداری کنید یا دست کم به طوری با آن بسازید که بتوانید به مسیرتان ادامه دهید باید قادر باشید که هم نگرانی و هم عناصر روحی ناشی از آن را کنترل کنید.
راهبردهای بسیار متفاوتی برای کسب آرامش وجود دارد که قابل یادگیری هم هستند. اما برای دستیابی به هدف خود آنها را به دو گروه تقسیم می کنیم:
۱. راهبرد های آرامش بدنی
۲. راهبردهای آرامش ذهنی

بسیاری از کوه نوردان بسیار توانا این مهارت ها را خود به خود در جریان کوه نوردی می آموزند. اما جای تردید نیست که اکثر کوه نوردان در مراتب مهارتی گوناگون از دنبال کردن یک دوره رسمی برای تمرین آرامش باید بهره بگیرند.

در مورد سنگ نوردان بلافاصله دو راهبرد کسب آرامش به ذهن متبادر می شود که توانایی های زیادی هم برای آنها فراهم می آورد.

با تشکر از وبلاگ هیئت تکاب

فاکتورهای روانی در مواجه با شرایط سخت كوه نوردي

فرض کنید که از گروه جدا افتاده اید , راه را گم کرده اید , مصدوم شده اید , ذخیره آب و غذای خود را از دست داده اید و ... به طور خلاصه در موفقعیتی اضطراری گرفتار آمده اید , چه می کنید؟

روشن است که دانستن یک سری از مهارتها و راه کار ها به شما کمک خواهد کردکه هنگامی که در چنین موقعیت هایی گرفتار شدید , برای سوال بالا بهترین جواب ممکن را داشته باشید. اما قضیه ای که بار ها و بارها مورد اثبات قرار گرفته این است که در چنین شرایطی فقط افرادی می توانند از دانسته ها و مهارت های خود استفاده کنند که بتوانند از لحاظ روحی خود را در شرایط خوبی نگه دارند. در اینجا به چند مورد خواهیم پرداخت که یادگیری و عمل به انها می تواند در کنار آموختن مهارت های زنده ماندن , شما را برای مواجهه با چنین موقعیت هایی آماده کند.

- خودتان را بشناسید

در هنگام تمرینات و زندگی روزمره , زمانی را به کشف آن چیزی که در درونتان است اختصاص دهید. نقاط قوت خود را بشناسید و انها را قویتر کنید , خود را گرفتار در وضعیت های دشوار و شرایط بحرانی تصور کنید و سعی کنید که عکس العمل های خود را محک بزنید.

- ترس را بپذیرید

سعی نکنید وانمود کنید که نخواهید ترسید. شروع کنید راجع به چیزها و موقعیت هایی که شما را می ترساند فکر کنید , به جاهایی که شاید مجبور شوید بدون کمک و به تنهایی خود را نجات دهید. آن موقعیت ها را بشناسید و از هر فرصتی برای تمرین در چنین موقعیت هایی استفاده ببرید. هدف این نیست که ترس را از خود برانید بلکه هدف این است که به نوعی آگاهی و اعتماد بنفس در مقابل چیزهایی که شما را می ترساند برسید.

- به بهترین ها فکر کنید و برای بد ترین ها آماده باشید.

در مورد شرایطی که در آن قرار دارید قضاوت عادلانه ای کنید و از این نگران نباشید. شرایط را آن طوری که هست ببینید و نه آنطوری که می خواهید.توقعات خود را در سطح شرایطی که در آن قرار دارید نگه دارید و در عین حال امیدوار باشید و به اتفاقات غیر منتظره خوب فکر کنید تا به شرایط بدی که ممکن است برایتان پیش آید.

- نگرشی مثبت اتخاذ کنید.

یاد بگیرید یک پتانسیل خوب در هر چیزی ببینید. این جستجو برای خوبی نه تنها باعث دلگرمی می شود بلکه تمرین خوبی برای قوت بخشی به قوه تصور و خلاقیت شماست.

به یاد داشته باشید چه چیزی در خطر است.

شکست در آماده کردن روحی خود در برابر شرایط بحرانی منجر به عکس العمل هایی نظیر: افسردگی , بی دقتی , بی خیالی , عدم اطمینان , ضعف در تصمیم گیری و تسلیم شدن زودرس در مقابل شرایط می شود. به خاطر داشته باشید چیزی که در خطر است زندگی شماست و زندگی دیگرانی که زنده ماندنشان بستگی به این دارد که آیا شما از پس سهم خود بر می آیید یا نه؟

- تمرین کنید.

در طی برنامه های طبیعت گردی و زندگی روزمره به تمرین کردن برای مواجهه با شرایط سخت اضطراری کنید. اثبات عملی مهارتهای شما در طی این تمرینات اطمینانی به شما خواهد داد که هرزمانی که به آنها احتیاج داشتید به کمکتان خواهند آمد. به خاطر داشته باشید که هر چه واقعی تر تمرین کنید در شزرایط واقعی بهتر نتیجه خواهید گرفت.

- تکنیک های مدیریت استرس را بیاموزید

افراد در مواجهه با شرایط اضطراری دارای پتانسیل بالایی برای انجام کارهای احمقانه هستند اگر آموزش ندیده باشند و خود را از لحاظ روانی برای مقابله با این شرایط آماده نکرده باشند و این در حالی است که کنترل شرایط اضطراری که در آن گرفتار می شویم در دست ما نیست وتنها چیزی که برای ما قابل کنترل است , عکس العمل ها و پاسخ ما به آن شرایط است. یاد گرفتن تکنیک های مدیریت استرس به طور معنا داری قابلیت های شما را برای آرام ماندن و تمرکز بر روی کارتان و زنده نگه داشتن خود و دیگران بالا می برد . تکنیک هایی از قبیل آرامش( (relaxation ,مدیریت زمان و ...

به خاطر داشته باشید که "اراده و میل به زنده مانده" فقط در صورت "امتناع از هرگونه زنده ماندن" قابل طرح و بررسی است.

منبع : گروه كوهنوردي فراز و با تشکر از آقای لقایی

تاثیر ورزش بر درمان افسردگی

  افسردگی در واقع یک بیماری فراگیر و لطمه زننده به روح و روان آدمی است که از مشخصات آشکار آن احساس پوچ بودن و ناراحتی؛احساس نا امیدی وبی ارزش بودن و تفکرات منفی است.

فرد مبتلا به افسردگی دارای رفتار کند و آهسته است. محققان علوم رفتاری میگویند که افسردگی های پیشرفته نشانه ها و علائمی هستند که می توانند فعالیتهای روزمره ، مطالعه ، خواب ،‌ خوراک وشرکت در فعالیت های خوشایند و سرگرم کننده را تحت تاثیرقرار دهند.
چنین حالتی ممکن است به دفعات در زندگی انسان روی دهد. به نظر محققان در نوع دیگر افسردگی ، اختلال روانی دارای نشانه هایی از طولانی مدت است . و براساس آن شخص از انجام فعالیت های روزانه یا برخورداری از احساساتی خوب و دلپذیرمحروم می شود ودوره های پریشان خاطری قابل توجهی را در برخی از برهه های زندگی طی میکند.
یک نوع دیگر افسردگی در واقع یک اختلال روحی شیدا گونه است که نام بیماری افسردگی دو قطبی را گرفته است. این نوع از ابتلا به افسردگی و پریشان خاطری، در بیشتر مواقع،تفکر؛قدرت تشخیص وحتی رفتارهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار میدهد،که به بروز مشکلات جدی برای شخص و اطرافیان منجر می شود.

علائم افسردگی:

خلق فرد افسرده می‌شود، یعنی غمگینی طولانی مدت دارد.

علاقه مندی وی نسبت به علایق گذشته‌اش از دست می‌رود و غالبا بی‌حوصله است.

کم اشتهایی او را می‌آزارد و غذا نمی‌خورد ، البته در برخی انواع آن پرخوری شیوع دارد.

خواب فرد مبتلا غالبا دچار مشکل می‌شود معمولا نیمه شب بیدار می‌شود و تا صبح نمی‌تواند بخوابد و کسل است در جوانان مبتلا، پر خوابی شیوع دارد .

افسردگی معمولاً با اضطراب همراه و بی خوابی و بی قراری در فرد شیوع دارد

غلبه بر افسردگی و افزایش نگرش مثبت :

ازعلت افسردگی خود آگاه بوده و سعی کنید نسبت به آینده خوش بین باشید‍، افکار منفی خود را شناخته و آنها را با افکار مثبت تعویض کنید. بر تجارب مثبت تمرکز کنید.

فهرستی از تکالیف مثبت هفتگی تهیه کنید.

از نظر اجتماعی فعال باشید.

جدولی از فعالیت های روزمره هفتگی تهیه کنید و افزودن فعالیت های اجتماعی را فراموش نکنید.
تفریحاتی برای خود پیدا کنید.

هرگاه احساس تنش می کنید، از روشهای خود آرام بخشی استفاده کنید. به عنوان مثال، برای چندین دقیقه و تا زمان ایجاد آرامش در کل بدنتان بطور آرام و آهسته نفس بکشید.

اهداف واقع گرایانه ای انتخاب کنید.

برای فعال نگهداشتن خود، کاری داوطلبانه انجام دهید.

بپذیرید که هرکسی توانایی های متفاوت خود را دارد و شما بر ویژگی ها و اعمال مثبت خودتان تمرکز کنید.

به هنگام بیان مطالب ، جرأتمند باشید.

سعی کنید نقاط قوت خود را شناخته و توسعه دهید.

روزانه ورزش کنید و فعالیت بدنی مستمر داشته باشید .

ورزش راهی برای درمان :

زمینه ایجاد بیماریهای روانی، بحث پیرامون انتقال دهنده های عصبی و عدم کارکرد صحیح آن (کاهش یا افزایش دوپامین و سروتونین و...) در بروز بیماریهای روانی انکارناپذیر است و یکی دیگر از تأثیرات مثبت ورزش تنظیم در میزان انتقال دهنده های عصبی در سلول عصبی و در نتیجه تعادل و توازن در کارکرد عصبی شخص و کاهش حالت نابهنجاری های روانی است.

در مطالعه دکتر وایلس 1150 مرد انگلیسی میانسال طی 10 سال مورد بررسی قرار گرفتند و نتیجه تحقیق حاکی از آن بود مردانی که ورزش منظم دارند یک چهارم کمتر از سایرین به حالت افسردگی یا بیماری های اضطراری دچار می شوند.

مدت ها است که فعالیت بدنی به عنوان راهی برای کسب تناسب اندام و رفع فشار خون بالا، دیابت، چاقی و دیگر بیماری ها هواداران خود را دارد. تحقیقات در حال گسترش نشان می دهد که فعالیت جسمی می تواند سبب تخفیف نشانه های برخی اختلالات روانی مثل اضطراب و افسردگی و مانع عود بعد از درمان شود.

ورزش منظم سلامت جسمی و روحی راحفظ می کند به این صورت که با کاهش خطر ابتلا به بیماری های مزمن امید به زندگی را افزایش می دهد و باعث ایجاد شور و نشاط (رفع افسردگی ) جهت انجام فعالیت های روزانه می گردد .

ورزش صحیح به بدن کمک می کند تا در کنترل سیستم عصبی به دست آوردن اعتماد به نفس ، کارکردن و تصمیم گیری صحیح در شرایط بحرانی موفق تر عمل کند . افسردگی و فشار روحی به غیر از آن که با شرایط روحی و اعتماد به نفس شخص در ارتباط می باشد با شرایط جسمانی نیز مرتبط است .

انجام تمرینات ورزشی باعث می شود بدن فشار خون خود را تنظیم کند و سیستم های عصبی در مواقع خاصی عکس العمل بهتر نشان دهند . به این ترتیب بدن می تواند کنترل بهتری در شرایط بحرانی و فشارهای روحی داشته باشد . از سویی قدرتمند شدن عضلات باعث می شود شخص از نظر تیپ بدنی بتواند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد .

انجام هر نوع ورزشی به طور مستمر و از روی برنامه قابلیت غلبه بر افسردگی را افزایش می دهد اما می توان گفت هرچه ورزش دارای حالت استقامتی باشد نقش بیشتری د رکاهش افسردگی ایفا می کند .

ورزش مستمر به طوریکه بدن شروع به تعرق کند و،به طور کلی ورزش توام با تعریق و افزایش ضربان قلب ،کاهش اضطراب و افسردگی را سبب می شود همچنین باعث افزایش ترشح آنزیم های اندورفین، دانپورفین و انکفالین شده که اثر تسکین دهنده و آرامش بخش دارند.

 گردآوری دکتر حمید مساعدیان

ورزش درمانی مهمترین راه درمان خستگی های مزمن

 

 پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج یک تحقیق که  بر روی  ۶۴۰ بیمار صورت گرفته است نشان می دهد ، روشهای ورزش درمانی و رفتار درمانی موثرترین راههای درمان عارضه خستگی مزمن شناخته شده اند.

ورزش درمانی و رفتار درمانی همچنین بهینه‌ترین روشهای درمان از لحاظ هزینه هستند.

دانشمندان نمی دانند که دلیل بروز عارضه خستگی مزمن چیست، اما تصور می رود که ۲۵۰ هزار نفر در بریتانیا از آن رنج می برند.

از جمله آثار عارضه خستگی مزمن، خستگی مفرط، عدم تمرکز، ضعف حافظه، درد ماهیچه ها و مفاصل و همچنین بی نظمی در خواب هستند.

نتیجه اولیه تحقیقات پژوهشگران که سال گذشته انتشار یافت حکایت از آن دارد که رفتار درمانی شناختی (یعنی تغییر دید و آگاهی مردم نسبت به علائم بیماری خود) و ورزش درمانی افزایشی (با افزایش تدریجی میزان فعالیت ورزشی) موثرترین روشهای درمان عارضه خستگی مزمن بوده اند.

اما گروهی از بیماران از این نتیجه تحقیقات راضی نیستند و می گویند برخی شیوه های درمانی سنتی که به بیماران آموزش می دهند در چهارچوب محدودیتها زندگی کنند، شیوه هایی بهتر و امن تر هستند.

با این حال، هزینه روشهای ورزش درمانی و رفتار درمانی و همچنین بار مالی آنها برای دستگاه تامین اجتماعی بریتانیا، بسیار کمتر از هزینه های برخی درمانهای سنتی دیگر است.

پل مک‌کرون، استاد دانشگاه لندن، و مایکل شارپ، استاد دانشگاه اکسفورد گفته اند که اکنون مشخص شده که ارائه جدی‌تر ورزش درمانی و رفتار درمانی توسط نهاد تامین اجتماعی بریتانیا مقرون به صرفه است و این شیوه های درمانی باید برای افرادی که از عارضه خستگی مزمن رنج می برند توسعه یابند.

 

گردآوری: دکتر حمید مساعدیان