میگم :خدا به بنده هاش به اندازه ی فهم شعورشون روزی می ده.

راستی شعور ما چقدره که سهم مون از عشق این شده ؟

تا بحال به این فکر کردی؟به این فکر کردی که کارامون یا تصمیماتمون چه نقشی توو زندگیمون میتونی داشته باشه؟

بعضی از کارا نتیجه شون کوتاه مدته.یه لحظه یه ساعت یه روز یاااااا....

ولی بعضی کارا نتیجه ش تا آخر عمر باهاته و نمیتونی منکرش بشی و نه درستش کنی چون یا محیط دیگه جواب نمی ده یا دیگه تو اون آدم نیستی.

ولی انتظاری که از محیط داریم چی؟

هر جا که آدم قانون طبیعت رو بهم بزنه باید تاوان بده.نتیجه ی کار خیلی مهمه چون یه جورایی سرنوشتمون به یه سری از تصمیمات زندگیمون بستگی داره.

بازم سئوالمو تکرار میکنم: سهممون از عشق چقدره؟


  1389/07/8

سکوت نیمه شب چشمای خیسم 2 ساعت تو پشت بوم تاریک نشستن بی هیچ ترسی ستاره های کم نور یاد گذشته هق هق گریه تنفر از دروغ و دروغگو آدم فروش و آدم فروشی حسادت دستام ! قلب پر از کینه انگشتهایی که دلشون میخواد جاشون رو صورتت بمونه ! واسه این همه بی لیاقتی و پستی 8 سال هدر رفته بازم گریه !!! نفرین آدما با زبون روزه چقدر ساده ست ! چقدر تاسف باره ! این منم که تازه فهمیدم تصورم از خیلی چیزا اشتباه و دروغی بود. فقط مطمئنم که دیگه خطابه ی نوشته هام "تو" نخواهی بود !


  1389/09/2

اون اوایل وقتی میشستم رو صندلی سینما سه بعدی فیلمی كه داشت پخش می شد خیلی تكونم می داد حتی وزدیدن باد از صندلیه جلویی و پاشیدن آب هم مزید بر علت می شد تا صحنه ها واقعی تر به نظر برسه ولی هر بار كه فیلم تموم می شد خودمو سر جای قبلیم پیدا می كردم با این تفاوت كه سبك تر از قبلم یاد پرنده ای می افتادم كه داشت میخورد توو صورتم یا شاخه ای كه می رفت توو چشمم و من همش دستم داشت این موانع رو كنار میزد یه دوره‌ی كوتاه زندگیمون با یه فیلم سه بعدی تموم شد ولی فیلمی كه خودمون كارگردانی میكنیم هنوز ادامه داره و توهماتی كه توو زندگیمون وجود داره هر روز بیشتر و بیشتر می شه تا جائی كه محور اصلیه زندگیمونو تحت الشعاع قرار می ده گاهی این توهمات مسیر زندگیه آدم رو عوض میكنه و گاهی آدم رو به اشتباه می ندازه و بعضی اشتباه ها مثل دره می مونه .كاری از دستت بر نمیاد فقط باید دست و پا بزنی مشكلاتی كه باهاشون داریم دست و پنجه نرم میكنیم هم نوعی توهمن فقط باید توهمشون رو درك كنیم و به اون آگاهی برسیم كه درك كنیم این توهم چه جوری از بین میره . ما آدما اغلبمون دست به دعائیم كه ای كاش زودتر مشكلاتنمون آسون تر یا حل بشن و این خیلی خوبه ولی آیا تو دوست داری با همون وضعیت قبل سر جات وایسی یعنی بعد از دیدن فیلم سه بعدیت نمی خوای یه تكونی به خودت بدی و حركت كنی شاید توو این حركت مشكلات رنگشون عوض بشه یا اینقدر قوی بشی كه بتونی از پس توهمت بربیای پس همیشه دعا عوض آسونتر شدن مشكلاتم كه هیچ وقت اتفاق نمی افته دعا میكنم كه من قویتر از قبل بشم . میدونی تو كه داری خیره به توهمات من نگاه میكنی تو هم توو زندگیه من یه توهمی . . . !


  1389/09/4

شیوه های جدید زندگی همیشه برای آدمای تنوع طلب یا كسایی كه به اجبار توو این چرخه افتادن جذابیتهای خاص خودش رو داره. این شیوه هابا تمام نامعلوم بودن مسیر و خطراتش چشم آدم رو به گونه های متفاوتی از زندگی باز میكنه. میگن كوهنوردی شیوه دیگه ای از زندگیه كه تووش باید خودتو برای سخت ترین شرایط آماده نگه داری و انتظار هر اتفاقی رو داشته باشی . معمولا توو ابتدای سفر آدم خودش رو برای بدترین شرایط آماده میكنه تا زیاد دچار سختی نشه .اما ما واقعا می دونیم كه مسیر قله ای كه هنوز فتحش نكردیم از كدوم سمته؟ بعضی آدما توو این شیوه‌ی جدید یه شیوه‌ی جدید دیگه بوجود میارن و مرزهای زندگیشونو می شكونن .این اتفاق میتونه خوشحال كننده باشه برای اینكه وضعیت جدید خیلی بهتر از وضعیت قبله یا میتونه برعكس . . . این آدمای مرز شكن همون آدمائین كه هیچ چیز و هیچ كس نمی تونه توو دنیا پایندشون كنه . رفتار خاص خودشونو دارن و تا بتونن خودشونو با محیط هماهنگ میكنن چون طبیعتشون منعطف زندگی كردن رو بهشون یاد داده. این آدما از سوء استفاده بدشون میاد از سهل انگاری هم همین طور هر چیز كه برخلاف طبیعت باشه و چرخه‌ی طبیعت رو بهم بزنه براشون خوشایند نیست. پس خیلی راحت می شه یه ارتباط متعادل رو باهاشون داشت ارتباطی كه صداش مثل صدای گیتار می مونه همون گیتاری كه اگه سیمش رو محكم بزنی سیمش پاره می شه و اگه یواش بزنی صداش در نمیاد.