قشنگه...
کمی نزدیکتر
تا چشمهایت را با بوسه
نذر لبهایم کنم
تک بوسه من
بازیگوشی افکارتو
دستانت بر سینه ام
ببین چگونه مرا به اندکی قانع کرده ای
به اندکی از دریای وجودت
لبخندی و بوسه ای
تا چشمهایت را با بوسه
نذر لبهایم کنم
تک بوسه من
بازیگوشی افکارتو
دستانت بر سینه ام
ببین چگونه مرا به اندکی قانع کرده ای
به اندکی از دریای وجودت
لبخندی و بوسه ای
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۲۷ ساعت توسط محسن چراغی
|
تمام حقیقت اون چیزی نیست که می بینی. چیزایی رو که میبینیم حتی تشخیصش هم برامون مشکله. یه جورایی مثل تابلوی لبخند ژکوند اون خدا بیامرز می مونه. نه می دونی داره بهت لبخند می زنه نه می دونی داره مسخره ت می کنه ،یا حتی درک این موضوع که به صلیب نکشیدنش بلکه صلیبشو خودش کشید. حقیقت چیزیه توو تاریکیه یه غارتار عنکبوت گرفته و انتخاب توئه که مشخص می کنه توو کدوم راه گام برداری ولی یادت باشه توو هر راهی که می ری خودتو گم نکنی و به طبیعت و قانوناش احترام بذاری وهرجا که قانون طبیعت رو بهم بزنی باید تاوان بدی .کِی یه شو فقط خودت می فهمی! ... روهان